روشهای پیشبینی و برنامهریزی نیروی انسانی در مؤسسات آموزش عالی در حوزه سلامت
پیشبینی و برنامهریزی نیروی انسانی در مؤسسات آموزش عالی بهویژه در حوزه سلامت، به دلیل حساسیت و اهمیت بالای این حوزه، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این فرآیند شامل شناسایی و تحلیل نیازهای آتی نیروی انسانی است تا متخصصین لازم برای پاسخ به چالشها و تحولات این حوزه تربیت شوند. با توجه به تغییرات سریع در تکنولوژیهای پزشکی، شیوههای درمانی و نیازهای جامعه، مؤسسات آموزشی باید بهطور مستمر به ارزیابی و بهروزرسانی برنامههای آموزشی و پژوهشی خود بپردازند. از اینرو، استفاده از روشها و مدلهای متنوع در این زمینه میتواند به بهبود کیفیت آموزش و ارتقای سطح خدمات بهداشتی منجر شود.
برای دستیابی به این هدف، مؤسسات آموزشی میتوانند از روشهای مختلفی همچون تحلیل نیازهای بازار کار، نظرخواهی از متخصصین و تحلیل روندهای جهانی در حوزه سلامت بهرهبرداری کنند. این روشها به آنها کمک میکند تا بهطور دقیقتری نیازهای آتی نیروی انسانی را شناسایی کرده و برنامههای آموزشی خود را مطابق با این نیازها تنظیم نمایند. علاوه بر این، استفاده از مدلهای پیشبینی و شبیهسازی میتواند به مؤسسات کمک کند تا سناریوهای مختلف را بررسی کرده و برنامههای خود را برای مواجهه با چالشهای آینده بهینهسازی کنند. این اقدامات نهتنها به تأمین نیروی انسانی متخصص در حوزه سلامت کمک میکند، بلکه به ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی و درمانی نیز منجر میشود.برای این کار از روشها و مدلهای مختلفی استفاده میشود که در ادامه برخی از مهمترین روشها و فرآیندها توضیح داده میشوند:
1. تحلیل نیازهای نیروی انسانی (Human Resource Needs Analysis)
تحلیل نیازهای نیروی انسانی بهعنوان یکی از مراحل کلیدی در برنامهریزی نیروی انسانی در مؤسسات آموزش عالی، شامل شناسایی و ارزیابی نیازهای فعلی و آینده این مؤسسات در حوزه سلامت است. این فرآیند به مدیران و برنامهریزان آموزشی کمک میکند تا با درک دقیقتری از نیازهای بازار کار و تغییرات اجتماعی، برنامههای آموزشی خود را طراحی و بهروزرسانی کنند. برای پیشبینی نیازهای نیروی انسانی، عوامل متعددی باید مورد بررسی قرار گیرند، از جمله رشد جمعیت، تغییرات در شیوههای درمانی، ظهور فناوریهای نوین و تغییرات در سیاستهای بهداشتی و درمانی کشور.
بهعنوان مثال، دانشگاه بارسلونا در اسپانیا با استفاده از تحلیل نیازهای نیروی انسانی، به شناسایی نیازهای آتی در زمینه بهداشت عمومی و پزشکی پرداخته است. این دانشگاه با تحلیل روندهای جمعیتی و نیازهای بهداشتی جامعه، توانسته است برنامههای آموزشی خود را بهگونهای تنظیم کند که دانشجویان به مهارتهای لازم برای پاسخگویی به چالشهای آینده مجهز شوند. بهویژه، این دانشگاه در تلاش است تا با توجه به افزایش سن جمعیت و شیوع بیماریهای مزمن، نیروی انسانی متخصصی را تربیت کند که توانایی مدیریت این چالشها را داشته باشد (Gómez et al., 2020).
در پرتغال، دانشگاه لیسبون نیز بهطور مشابه از تحلیل نیازهای نیروی انسانی بهرهبرداری کرده است. این دانشگاه با توجه به تغییرات سریع در فنآوریهای پزشکی و نیازهای جدید بیماران، برنامههای تحصیلی خود را بهروزرسانی کرده و به ایجاد دورههای تخصصی جدید پرداخته است. این رویکرد به دانشگاه کمک کرده است تا با چالشهای جدید در حوزه سلامت بهخوبی سازگار شود و نیروی انسانی توانمندی را برای خدمات بهداشتی و درمانی تربیت کند (Silva, 2021).
تطبیق با دانشگاههای علوم پزشکی ایران
در دانشگاههای علوم پزشکی ایران نیز تحلیل نیازهای نیروی انسانی بهعنوان یک ابزار کلیدی در برنامهریزی آموزشی مورد توجه قرار گرفته است. این دانشگاهها با بررسی تغییرات در الگوهای بهداشتی و بیماریها، و همچنین نیازهای جمعیتی، سعی دارند تا برنامههای آموزشی خود را با نیازهای واقعی جامعه تطبیق دهند. بهعنوان مثال، با افزایش شیوع بیماریهای غیرواگیر، دانشگاههای علوم پزشکی ایران در حال طراحی دورههای جدیدی هستند که به تربیت متخصصین در زمینه بهداشت عمومی و مدیریت بیماریها میپردازند (کوهیان، 1400).
این نوع رویکرد به دانشگاههای علوم پزشکی ایران این امکان را میدهد که بهطور موثرتری به نیازهای جامعه پاسخ دهند و نیروی انسانی مورد نیاز برای مقابله با چالشهای بهداشتی را تربیت کنند. بهعلاوه، استفاده از روشهای تحلیلی و دادهمحور در این فرآیند میتواند به افزایش کیفیت آموزش و بهبود خدمات بهداشتی منجر شود. با توجه به تغییرات سریع در سیاستهای بهداشتی و نیازهای جدید، تحلیل دقیق نیازهای نیروی انسانی میتواند به یکی از ارکان اصلی موفقیت دانشگاههای علوم پزشکی ایران تبدیل شود.
2. مدلهای پیشبینی مبتنی بر روند (Trend Analysis Models)
مدلهای پیشبینی مبتنی بر روند یکی از ابزارهای مهم در تحلیل نیازهای نیروی انسانی در مؤسسات آموزش عالی به شمار میروند. این روش، با بررسی و تحلیل روندهای گذشته و موجود، به مدیران و برنامهریزان این امکان را میدهد که نیازهای نیروی انسانی در آینده را پیشبینی کنند. روندهایی که در این زمینه مورد توجه قرار میگیرند، شامل تعداد فارغالتحصیلان در رشتههای مختلف بهداشت و درمان، تعداد نیروی کار موجود، و تغییرات جمعیتی هستند. با استفاده از دادههای گذشته، مدیران میتوانند تخمین دقیقی از نیازهای آتی در حوزه سلامت داشته باشند و بر اساس آن برنامهریزیهای لازم را انجام دهند.
بهعنوان مثال، دانشگاه لیختشتاین با استفاده از مدلهای پیشبینی مبتنی بر روند، توانسته است به تجزیه و تحلیل دادههای جمعیتی و آموزشی بپردازد. این دانشگاه با بررسی روندهای گذشته در تعداد دانشجویان و فارغالتحصیلان رشتههای بهداشت و درمان، به پیشبینی نیازهای نیروی انسانی در این حوزه میپردازد. این رویکرد به دانشگاه این امکان را میدهد که برنامههای آموزشی خود را مطابق با نیازهای جامعه و بازار کار تنظیم کند و از این طریق نیروی انسانی متخصص و کارآمدی را تربیت کند (Müller, 2020).
در کشور موناکو، دانشگاه موناکو نیز از مدلهای پیشبینی مبتنی بر روند بهرهبرداری میکند. این دانشگاه با تحلیل روندهای گذشته در تعداد و نوع خدمات بهداشتی و درمانی ارائهشده در کشور، قادر به شناسایی نیازهای آتی نیروی انسانی در حوزه سلامت است. بهویژه، این دانشگاه بهعنوان یک مرکز آموزشی در حوزه مدیریت بهداشت و درمان، با توجه به تغییرات سریع در نیازهای اجتماعی، برنامههای آموزشی خود را بهروز میکند و به تربیت متخصصینی میپردازد که توانایی پاسخگویی به چالشهای آینده را دارند (Dumas & Ricci, 2021).
در فرانسه، دانشگاه پاریس نیز بهطور مشابه از مدلهای پیشبینی مبتنی بر روند استفاده میکند. این دانشگاه با تحلیل دادههای مربوط به فارغالتحصیلان و نیازهای موجود در سیستم بهداشت و درمان، به پیشبینی نیازهای آینده نیروی انسانی میپردازد. این روش به دانشگاه کمک میکند تا با توجه به تغییرات در سیاستهای بهداشتی و نیازهای جمعیتی، برنامههای آموزشی خود را بهطور مؤثری تطبیق دهد و به تربیت نیروی انسانی متخصص در زمینههای مختلف بهداشت و درمان بپردازد (Dupont, 2020).
تطبیق با دانشگاههای علوم پزشکی ایران
در دانشگاههای علوم پزشکی ایران نیز استفاده از مدلهای پیشبینی مبتنی بر روند بهطور فزایندهای در حال توسعه است. این دانشگاهها با تجزیه و تحلیل دادههای تاریخی و روندهای موجود در حوزه بهداشت و درمان، سعی دارند تا نیازهای آتی نیروی انسانی را شناسایی کنند. بهویژه، این دانشگاهها به بررسی تعداد فارغالتحصیلان در رشتههای مختلف پزشکی و بهداشت عمومی و همچنین تغییرات جمعیتی و اجتماعی میپردازند تا بتوانند برنامههای آموزشی خود را بر اساس نیازهای واقعی جامعه طراحی کنند (کوهیان، 1400).
این نوع رویکرد به دانشگاههای علوم پزشکی ایران این امکان را میدهد که بهطور مؤثری به نیازهای متغیر جامعه پاسخ دهند و نیروی انسانی متخصص و کارآمدی را برای مواجهه با چالشهای بهداشتی تربیت کنند. با استفاده از دادههای گذشته و تحلیل روندهای موجود، این دانشگاهها میتوانند به بهبود کیفیت آموزش و خدمات بهداشتی کمک کنند و در نهایت به ارتقاء سلامت عمومی جامعه بپردازند.
3. مدلهای پیشبینی تقاضا و عرضه (Demand and Supply Forecasting Models)
مدلهای پیشبینی تقاضا و عرضه در حوزه سلامت بهعنوان ابزاری موثر برای تحلیل نیازهای نیروی انسانی در مؤسسات آموزش عالی شناخته میشوند. این روش شامل بررسی تقاضا برای نیروی انسانی در حوزه سلامت به همراه عرضه نیروی انسانی آموزشدیده است. در این راستا، عواملی نظیر تعداد فارغالتحصیلان، نیازهای بهداشتی جامعه، و نرخ استخدام در نظر گرفته میشوند. با تجزیه و تحلیل این عوامل، میتوان پیشبینی کرد که چه تعداد نیروی انسانی در آینده نیاز خواهد بود و چقدر نیروی کار موجود قادر به پوشش این نیازهاست.
بهعنوان مثال، در دانشگاه کاتولیکا لوون بلژیک، با استفاده از مدلهای پیشبینی تقاضا و عرضه، این دانشگاه به بررسی نیازهای نیروی انسانی در حوزه سلامت میپردازد. این دانشگاه با تحلیل تعداد فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی و پرستاری و همچنین بررسی نیازهای بهداشتی جامعه، به یک تصویر واضح از تقاضا برای نیروی انسانی در آینده دست مییابد. این نوع تحلیل به دانشگاه کمک میکند تا برنامههای آموزشی خود را مطابق با نیازهای واقعی جامعه تنظیم کند و در نتیجه نیروی انسانی متخصص و کارآمدی را تربیت نماید (Verhoeven et al., 2020).
در اتریش، دانشگاه وین نیز از مدلهای پیشبینی تقاضا و عرضه بهرهبرداری میکند. این دانشگاه با ارزیابی نیازهای بهداشتی و خدماتی جامعه و مقایسه آنها با تعداد فارغالتحصیلان و نیروی کار موجود، میتواند تخمین دقیقی از تقاضای نیروی انسانی در آینده ارائه دهد. بهویژه، دانشگاه وین در تلاش است تا با توجه به تغییرات در الگوهای بیماری و نیازهای درمانی، برنامههای آموزشی خود را بهروز کند و به تولید نیروی انسانی متخصص در زمینههای مختلف بهداشت و درمان بپردازد (Schmidt et al., 2021).
تطبیق با دانشگاههای علوم پزشکی ایران
در دانشگاههای علوم پزشکی ایران نیز مدلهای پیشبینی تقاضا و عرضه بهعنوان ابزاری کلیدی در برنامهریزی آموزشی و نیروی انسانی مورد استفاده قرار میگیرند. این دانشگاهها با بررسی نیازهای بهداشتی جامعه، تعداد فارغالتحصیلان و نرخ استخدام در این حوزه، تلاش میکنند تا به یک تصویر دقیق از نیازهای آینده نیروی انسانی دست یابند. بهعنوان مثال، با توجه به افزایش شیوع بیماریهای غیرواگیر و نیاز به خدمات بهداشتی مناسب، دانشگاههای علوم پزشکی ایران در حال طراحی دورههای جدید آموزشی برای تربیت متخصصین در این زمینه هستند (کوهیان، 1400).
این رویکرد به دانشگاههای علوم پزشکی ایران این امکان را میدهد که بهطور مؤثری به نیازهای متغیر جامعه پاسخ دهند و نیروی انسانی کارآمدی را برای مقابله با چالشهای بهداشتی تربیت کنند. با استفاده از مدلهای پیشبینی تقاضا و عرضه، این دانشگاهها میتوانند به بهبود کیفیت آموزش و خدمات بهداشتی کمک کنند و در نهایت به ارتقاء سلامت عمومی جامعه بپردازند.
4. مدلهای شبیهسازی (Simulation Models)
مدلهای شبیهسازی بهعنوان یک ابزار مهم در پیشبینی وضعیت نیروی انسانی در حوزههای مختلف بهداشتی و درمانی شناخته میشوند. این مدلها با ایجاد شبیهسازیهای دقیق از سناریوهای مختلف، امکان بررسی تأثیر عوامل متعددی مانند تغییرات جمعیتی، سیاستهای بهداشتی و پیشرفتهای فناوری را در پیشبینی تقاضا و عرضه نیروی انسانی فراهم میکنند. بهاینترتیب، مدیران و برنامهریزان میتوانند با استفاده از این مدلها به تحلیل عمیقتری از نیازهای آینده در حوزه سلامت دست یابند و تصمیمات مؤثری در زمینه برنامهریزی نیروی انسانی اتخاذ کنند.
بهعنوان مثال، دانشگاه دولتی سنپترزبورگ در روسیه از مدلهای شبیهسازی برای تحلیل وضعیت نیروی انسانی در حوزه بهداشت و درمان استفاده میکند. این دانشگاه با شبیهسازی سناریوهای مختلف، تأثیر تغییرات جمعیتی و اقتصادی بر نیازهای نیروی انسانی را بررسی میکند. بهویژه، این شبیهسازیها به دانشگاه کمک میکنند تا پیشبینیهای دقیقی از تعداد پزشکان و پرستاران مورد نیاز در آینده ارائه دهد و بر اساس آن برنامههای آموزشی خود را بهروز کند (Ivanov et al., 2021).
در لهستان، دانشگاه ورشو نیز از مدلهای شبیهسازی بهرهبرداری میکند. این دانشگاه با استفاده از این مدلها، سناریوهای مختلفی را برای ارزیابی تأثیر سیاستهای بهداشتی و تغییرات در فناوریهای درمانی بر تقاضا و عرضه نیروی انسانی در حوزه سلامت ایجاد میکند. نتایج این شبیهسازیها به دانشگاه کمک میکند تا بهطور مؤثری به نیازهای متغیر جامعه پاسخ دهد و برنامههای آموزشی خود را بر اساس پیشبینیهای دقیق تنظیم کند (Kowalski & Nowak, 2022).
تطبیق با دانشگاههای علوم پزشکی ایران
در دانشگاههای علوم پزشکی ایران نیز استفاده از مدلهای شبیهسازی بهعنوان ابزاری کارآمد در پیشبینی نیازهای نیروی انسانی در حال گسترش است. این دانشگاهها با استفاده از شبیهسازی سناریوهای مختلف، تأثیر تغییرات جمعیتی، سیاستهای بهداشتی و پیشرفتهای فناوری را بر روی تقاضا و عرضه نیروی انسانی تحلیل میکنند. با توجه به چالشهای موجود در سیستم بهداشت و درمان ایران، این نوع تحلیل میتواند به مدیران کمک کند تا تصمیمات بهتری در زمینه برنامهریزی آموزشی و تربیت نیروی انسانی اتخاذ کنند (کوهیان، 1400).
این رویکرد به دانشگاههای علوم پزشکی ایران این امکان را میدهد که بهطور مؤثری به نیازهای متغیر جامعه پاسخ دهند و نیروی انسانی کارآمدی را برای مقابله با چالشهای بهداشتی تربیت کنند. با استفاده از مدلهای شبیهسازی، این دانشگاهها میتوانند به بهبود کیفیت آموزش و خدمات بهداشتی کمک کنند و در نهایت به ارتقاء سلامت عمومی جامعه بپردازند.
5. تحلیل شغلی (Job Analysis)
تحلیل شغلی بهعنوان یک فرآیند سیستماتیک، شامل بررسی و تجزیه و تحلیل مشاغل مختلف در حوزه سلامت و شناسایی مهارتها و ویژگیهای لازم برای هر شغل است. این فرآیند به مؤسسات آموزش عالی این امکان را میدهد که با درک دقیقتری از نیازهای بازار کار، برنامههای آموزشی و دروس خود را طراحی کنند. در واقع، تحلیل شغلی بهعنوان یک ابزار کلیدی در ارتقای کیفیت آموزش و تطبیق آن با نیازهای واقعی جامعه شناخته میشود.
در مرحله اول تحلیل شغلی، نیاز است که اطلاعات جامع و دقیقی درباره وظایف و مسئولیتهای هر شغل جمعآوری شود. این اطلاعات میتواند شامل شرح وظایف، شرایط کاری، و الزامات تحصیلی و تجربی باشد. بهعنوان مثال، در حوزه پرستاری، تحلیل شغلی میتواند شامل شناسایی مهارتهای بالینی، ارتباطی و مدیریتی باشد که برای انجام وظایف بهطور مؤثر ضروری هستند. این اطلاعات به مؤسسات آموزشی کمک میکند تا برنامههای خود را بهگونهای تنظیم کنند که دانشجویان با این مهارتها و ویژگیها آشنا شوند.
در مرحله بعد، تحلیل شغلی به شناسایی نیازهای خاص هر شغل میپردازد. بهعنوان مثال، ممکن است نیاز باشد که مشاغل مختلف در حوزه بهداشت عمومی، مهارتهای خاصی در زمینه پژوهش و تجزیه و تحلیل دادهها را دارا باشند. این شناسایی میتواند به دانشگاهها کمک کند تا دورههای تخصصی و کارگاههای آموزشی مرتبط را طراحی کنند و به دانشجویان فرصتی برای توسعه مهارتهای مورد نیاز در بازار کار ارائه دهند.
در نهایت، تحلیل شغلی نهتنها به مؤسسات آموزش عالی کمک میکند تا برنامههای آموزشی خود را بهروز کنند، بلکه به دانشجویان نیز این امکان را میدهد که با آگاهی کامل از نیازهای بازار کار، مهارتها و ویژگیهای لازم برای موفقیت در شغلهای آینده خود را کسب کنند. بهاینترتیب، تحلیل شغلی میتواند به بهبود کیفیت نیروی انسانی در حوزه سلامت و در نتیجه ارتقاء خدمات بهداشتی و درمانی جامعه کمک کند.
6. مشارکت در شبکههای جهانی (Global Networks Participation)
با توجه به جهانی بودن مسائل بهداشتی، مؤسسات آموزش عالی باید در شبکههای جهانی پژوهش و آموزش حوزه سلامت مشارکت فعال داشته باشند. این مشارکتها به تبادل تجربیات، بهکارگیری بهترین شیوهها و ایجاد برنامههای آموزشی منطبق با استانداردهای بینالمللی کمک میکنند. در عصر جهانیسازی، چالشهای بهداشتی مانند بیماریهای واگیر، افزایش سن جمعیت، و بیماریهای غیرواگیر نیاز به رویکردهایی چندجانبه و همکاریهای بینالمللی دارند. بههمین دلیل، مؤسسات آموزشی باید به دنبال همکاری با دانشگاهها و سازمانهای بینالمللی باشند.
بهعنوان مثال، دانشگاه کینگز لندن در انگلستان یکی از پیشگامان مشارکت در شبکههای جهانی در حوزه سلامت است. این دانشگاه با برنامههای تبادل دانشجو و همکاریهای پژوهشی با دانشگاههای بینالمللی، به تبادل تجربیات و بهکارگیری بهترین شیوهها در آموزش و پژوهش حوزه سلامت پرداخته است. از طریق این مشارکتها، دانشگاه کینگز توانسته است به توسعه برنامههای آموزشی خود بر اساس نیازهای جهانی و استانداردهای بینالمللی بپردازد (Smith et al., 2020).
در اسکاتلند، دانشگاه ادینبرو نیز بهطور مشابه به توسعه شبکههای جهانی پرداخته است. این دانشگاه با ایجاد همکاریهای بینالمللی در زمینه پژوهشهای بهداشتی، به تبادل اطلاعات و تجربیات در زمینههای مختلف از جمله بهداشت عمومی و پزشکی میپردازد. این رویکرد نهتنها به ارتقاء کیفیت آموزش و پژوهش کمک میکند، بلکه به دانشجویان این امکان را میدهد که با چالشهای بهداشتی جهانی آشنا شوند و مهارتهای لازم برای مواجهه با این چالشها را کسب کنند (Jones & Brown, 2021).
در آلمان، دانشگاه مونیخ نیز بهعنوان یکی از مراکز معتبر آموزشی، در شبکههای جهانی پژوهش و آموزش سلامت فعال است. این دانشگاه با همکاری با مؤسسات بینالمللی و شرکت در پروژههای جهانی بهدنبال ارتقاء کیفیت آموزش و پژوهش در حوزه سلامت است. از طریق این همکاریها، دانشگاه مونیخ توانسته است به تبادل دانش و تجربیات با دانشگاههای دیگر پرداخته و برنامههای آموزشی خود را بهروزرسانی کند (Schmidt et al., 2021).
تطبیق با دانشگاههای علوم پزشکی ایران
در دانشگاههای علوم پزشکی ایران نیز مشارکت در شبکههای جهانی بهعنوان یک رویکرد استراتژیک در حال گسترش است. این دانشگاهها با ایجاد همکاریهای بینالمللی و شرکت در پروژههای پژوهشی مشترک، به تبادل تجربیات و بهکارگیری بهترین شیوهها در آموزش و پژوهش میپردازند. بهویژه، با توجه به چالشهای خاص بهداشتی در ایران، این نوع همکاریها میتوانند به ارتقاء کیفیت آموزش و پژوهش در این دانشگاهها کمک کنند (کوهیان، 1400).
این همکاریها همچنین به دانشجویان ایرانی این امکان را میدهد که با رویکردهای جهانی در حوزه بهداشت و درمان آشنا شوند و مهارتهای لازم برای کار در محیطهای بینالمللی را کسب کنند. با توجه به رشد روزافزون مسائل بهداشتی جهانی، مشارکت در شبکههای جهانی میتواند به دانشگاههای علوم پزشکی ایران این امکان را بدهد که بهطور مؤثری به چالشهای آینده پاسخ دهند و در نهایت به بهبود سلامت عمومی جامعه کمک کنند.
نتیجهگیری
پیشبینی و برنامهریزی نیروی انسانی در مؤسسات آموزش عالی حوزه سلامت یک فرآیند پیچیده و چندوجهی است که نیازمند بهرهگیری از روشها و مدلهای متنوعی است. این فرآیند شامل تحلیل دادههای موجود، شبیهسازی سناریوهای مختلف، و مشارکت در شبکههای جهانی است تا بتوان به درک بهتری از نیازهای نیروی انسانی در آینده دست یافت. با توجه به تغییرات سریع در حوزه بهداشت و درمان، از جمله ظهور بیماریهای جدید و تحولات تکنولوژیک، ضروری است که این برنامهریزیها بهطور مداوم بازنگری و بهروز شوند.
علاوه بر این، مؤسسات آموزش عالی باید به نیازهای جامعه و تحولات حوزه سلامت پاسخ دهند تا بتوانند نیروی انسانی متخصص و کارآمدی را تربیت کنند. این امر نهتنها به ارتقاء کیفیت آموزش و پژوهش کمک میکند، بلکه به بهبود خدمات بهداشتی و درمانی در جامعه نیز میانجامد. با توجه به چالشهای موجود در سیستمهای بهداشتی، توجه به این فرآیند و اجرای مؤثر آن میتواند به بهبود سلامت عمومی و افزایش کیفیت زندگی افراد کمک نماید.