چه تفاوتهایی بین مدیریت آموزش عالی در ایران و کشورهای دیگر وجود دارد
مدیریت آموزش عالی در ایران و دیگر کشورها به دلیل تفاوتهای ساختاری، مالی و رویکردهای آموزشی به طور قابل توجهی متفاوت است. در ایران، نظام آموزش عالی به طور عمده تحت کنترل دولت قرار دارد و سیاستگذاریها به صورت متمرکز انجام میشود. این موضوع باعث میشود که دانشگاهها کمتر در تصمیمگیریهای کلان مشارکت داشته باشند و بیشتر به اجرای سیاستهای دولتی بپردازند. در مقابل، بسیاری از کشورهای دیگر، به ویژه آنهایی که دارای نظامهای فدرال هستند، از ساختارهای غیرمتمرکز بهره میبرند که در آن ایالتها و نهادهای محلی نقش بیشتری در سیاستگذاری و مدیریت آموزش عالی ایفا میکنند. این رویکرد به دانشگاهها اجازه میدهد تا با توجه به نیازهای محلی و منطقهای خود، تصمیمات مؤثرتری اتخاذ کنند.
علاوه بر این، منابع مالی و نحوه تأمین آنها نیز یکی دیگر از جنبههای مهم تفاوت بین نظامهای آموزشی است. در ایران، بودجه دانشگاهها عمدتاً از طریق دولت تأمین میشود و این موضوع ممکن است منجر به محدودیتهایی در انعطافپذیری مالی دانشگاهها گردد. در مقابل، کشورهای دیگر معمولاً ترکیبی از منابع دولتی و خصوصی را برای تأمین مالی آموزش عالی خود دارند که این امر به آنها کمک میکند تا از نظر مالی مستقلتر عمل کنند و به نوآوری و کیفیت آموزشی بیشتری دست یابند. همچنین، رویکردها به کیفیت و دسترسی به آموزش نیز متفاوت است؛ در بسیاری از کشورهای پیشرفته، سیستمهای ارزیابی کیفیت مستمر وجود دارد که بر اساس آن منابع مالی به دانشگاهها تخصیص مییابد، در حالی که در ایران این فرآیند هنوز نیازمند اصلاحات جدی است.
تفاوتهای ساختاری
1. حکمرانی و تصمیمگیری
در ایران، فرآیند تصمیمگیری در دانشگاهها عمدتاً تحت تأثیر نهادهای دولتی و مقامات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قرار دارد. این تمرکز باعث میشود که اعضای هیئت علمی در روند تصمیمگیریها نقشی کمتر ایفا کنند. بسیاری از تصمیمات در سطح کلان گرفته میشود و دانشگاهها بهطور مستقیم تحت نظارت و هدایت دولت قرار دارند. این ساختار تصمیمگیری متمرکز میتواند منجر به کاهش آزادی عمل دانشگاهها و محدودیت در توسعه ابتکارات و نوآوریها گردد. پژوهشهای مختلف نشان دادهاند که تصمیمگیریهای متمرکز میتواند تعاملات میان دانشگاهها و صنعت را کاهش دهد و اثرات منفی بر کیفیت آموزشی و پژوهشی داشته باشد (Mohammadi, 2016).
در مقایسه با ایران، بسیاری از کشورهای دیگر، بهویژه در غرب، فرآیند تصمیمگیری دانشگاهی بهطور گستردهتری مشارکتی است. در این کشورها، اعضای هیئت علمی و دانشگاهیان نقش بیشتری در تدوین سیاستها و برنامههای آموزشی دارند. بهعنوان مثال، در کشورهای اسکاندیناوی، تصمیمگیریهای دانشگاهی اغلب از طریق شوراهای دانشگاهی و کمیتههای مختلف صورت میگیرد که شامل اعضای هیئت علمی، دانشجویان و حتی نمایندگان صنعتی هستند. این ساختار به دانشگاهها این امکان را میدهد که تصمیمات خود را بر اساس نیازهای علمی و آموزشی اتخاذ کنند و از طریق مشارکت بیشتر، کیفیت فرآیندهای آموزشی و پژوهشی را بهبود بخشند (Becher & Trowler, 2001).
2. دوگانگی کنترل
در ایران، دانشگاهها دارای دو ساختار موازی هستند که شامل سلسله مراتب مدیریتی و هیئت علمی میشود. این دو ساختار ممکن است منجر به عدم هماهنگی و تعارض در فرآیندهای تصمیمگیری شوند. تصمیمات گاهی از سوی مقامات دولتی و گاهی از سوی هیئت علمی گرفته میشود که میتواند با یکدیگر در تضاد قرار گیرد و بر کارایی و کیفیت تصمیمگیری تأثیر منفی بگذارد. این دوگانگی کنترل در نهایت ممکن است مانع از بهرهبرداری بهینه از منابع و ظرفیتهای دانشگاهها شود (Mohammadi, 2016).
در مقایسه با ایران، بسیاری از کشورهای دیگر ساختارهای مدیریتی خود را به گونهای طراحی کردهاند که هماهنگی بیشتری بین سطوح مختلف وجود داشته باشد. این کشورها بهویژه در اروپا و آمریکای شمالی، ساختارهای تصمیمگیری خود را بهگونهای تنظیم کردهاند که فرآیندهای مدیریتی و علمی با یکدیگر هماهنگ باشند. بهعنوان مثال، در برخی از دانشگاهها، همکاری میان اعضای هیئت علمی و مدیریت دانشگاه از طریق شوراهای تصمیمگیری و کمیتههای تخصصی صورت میگیرد که موجب کاهش تعارضها و تسهیل تصمیمگیریهای مؤثر میشود (Becher & Trowler, 2001).
تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی
3. اهداف و رسالتها
در ایران، اهداف آموزش عالی اغلب با ابهام روبهرو هستند و بهطور دقیق و شفاف تعریف نمیشوند. این عدم وضوح میتواند باعث بروز مشکلاتی در اندازهگیری و ارزیابی عملکرد نهادهای آموزشی شود، زیرا ابزارهای سنجش و ارزیابی عملکرد دقیق و مشخص برای این اهداف وجود ندارد. بهعلاوه، عدم توافق جمعی در تعریف اهداف موجب میشود که دانشگاهها و موسسات آموزشی در رسیدن به اهداف بلندمدت خود با چالش مواجه شوند. این موضوع همچنین میتواند بر کیفیت آموزش و تحقیق در سطح دانشگاهها تأثیر منفی بگذارد (Hosseini & Shabani, 2017).
در مقایسه با ایران، در بسیاری از کشورهای دیگر اهداف آموزش عالی بهطور واضحتر و دقیقتری تعریف میشوند. در این کشورها، اهداف معمولاً با مشارکت و توافق جمعی از سوی دانشگاهها، دولتها و سایر ذینفعان مرتبط تعیین میشود. این فرایند مشارکتی موجب میشود که اهداف آموزشی بهطور مؤثری بر نیازهای جامعه و بازار کار منطبق شوند و بهراحتی قابل سنجش و ارزیابی باشند. این ساختار شفاف و دقیق به دانشگاهها این امکان را میدهد که عملکرد خود را بهتر مدیریت کنند و به اهداف آموزشی خود برسند (OECD, 2014).
4. دخالتهای بیرونی
در ایران، دخالتهای دولت و نهادهای بیرونی در فرآیندهای آموزشی بهطور قابل توجهی وجود دارد که این مسئله مانع از تصمیمگیری مستقل دانشگاهها میشود. بهطور مثال، در بسیاری از موارد، برنامههای درسی و استخدام اعضای هیئت علمی تحت نظارت و تایید دولت قرار دارند، که این امر باعث میشود دانشگاهها نتوانند بهطور مستقل در خصوص نیازهای آموزشی و تحقیقاتی خود تصمیمگیری کنند. این نوع دخالتها ممکن است مانع از نوآوری در آموزش و تحقیق شوند و باعث شود دانشگاهها به جای تمرکز بر کیفیت، بیشتر به رعایت دستورالعملهای دولتی بپردازند (Shahbazi, 2015).
در مقابل، دانشگاهها در بسیاری از کشورهای دیگر، مانند ایالات متحده یا کشورهای اروپایی، آزادی بیشتری در تصمیمگیریهای آموزشی دارند. برای مثال، در ایالات متحده، دانشگاهها بهطور مستقل قادر به طراحی برنامههای درسی و جذب اساتید جدید هستند و دولت تنها نظارت کلی و منابع مالی را تأمین میکند. این آزادی عمل به دانشگاهها این امکان را میدهد که بهطور خلاقانه به نیازهای جامعه پاسخ دهند و بر اساس تغییرات و تحولات علمی، خود را بهروز کنند. این استقلال باعث افزایش کیفیت آموزش و تحقیق در دانشگاهها میشود (Marginson, 2016).
تفاوتهای اقتصادی
5. منابع مالی
نظام آموزش عالی ایران با چالشهای جدی در زمینه منابع مالی روبرو است که این موضوع تأثیر منفی زیادی بر کیفیت آموزش و پژوهشها دارد. از آنجا که منابع مالی محدود هستند، بسیاری از دانشگاهها قادر به تأمین زیرساختهای لازم برای آموزش و تحقیق بهطور مؤثر نمیباشند. این امر موجب کاهش کیفیت خدمات آموزشی، عدم بهروزرسانی تجهیزات و فناوریهای آموزشی و همچنین دشواری در جذب و نگهداری استادان برجسته میشود. علاوه بر این، کمبود منابع مالی موجب میشود دانشگاهها وابستگی زیادی به بودجههای دولتی داشته باشند که میتواند استقلال دانشگاهها را تهدید کند (Ahmadi, 2020).
برخلاف ایران، بسیاری از کشورهای توسعهیافته منابع مالی بیشتری را برای آموزش عالی تخصیص میدهند و از سیستمهای مالی پایدارتر و متنوعتری برخوردارند. این کشورها علاوه بر بودجههای دولتی، از منابع مختلفی مانند کمکهای خصوصی، سرمایهگذاریهای خارجی و همکاریهای بینالمللی برای تأمین مالی دانشگاهها استفاده میکنند. این منابع مالی اضافی به دانشگاهها این امکان را میدهد که امکانات آموزشی بهروزتری را فراهم کرده، تحقیقات علمی را پیشرفت دهند و فرصتهای آموزشی بهتری را برای دانشجویان فراهم کنند. این تفاوت در تأمین منابع مالی باعث شده که دانشگاههای کشورهای توسعهیافته نسبت به دانشگاههای ایران از کیفیت بالاتری برخوردار باشند (Baker & Morrow, 2018).
6. تضمین کیفیت
در ایران، نظام تضمین کیفیت آموزش عالی هنوز در مراحل اولیه پیادهسازی قرار دارد و ساختارهای قانونی مشخصی برای اجرایی شدن آن وجود ندارد. این عدم وجود ساختار قانونی، باعث میشود که کیفیت آموزشی در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور بهطور یکسان تضمین نشود. نبود سیستمهای ارزیابی منسجم نیز باعث میشود که نتایج برنامههای آموزشی به درستی اندازهگیری و بهبود نیابند. بنابراین، به نظر میرسد که اصلاح و بهبود فرآیندهای تضمین کیفیت نیازمند اصلاحات ساختاری و قانونی است (Rahimi & Hasani, 2019).
در مقایسه با ایران، بسیاری از کشورهای دیگر به ویژه کشورهای پیشرفته، نظامهای تضمین کیفیت جامع و کارآمدی دارند که بهطور مستمر کیفیت آموزشی را ارزیابی و ارتقاء میدهند. این نظامها از فرآیندهای ارزیابی داخلی و خارجی، نظارت دقیق بر عملکرد دانشگاهها، و ایجاد استانداردهای مشخص برای برنامههای آموزشی استفاده میکنند. با استفاده از این فرآیندها، کیفیت آموزشی در این کشورها به طور مداوم بهبود یافته و اعتماد عمومی به مؤسسات آموزشی افزایش مییابد (Smith & Jones, 2020).
نتیجهگیری:
در نهایت، سیستم تضمین کیفیت در آموزش عالی ایران با چالشهایی نظیر نبود ساختارهای قانونی و فرآیندهای ارزیابی منسجم روبرو است. این مسائل مانع از تضمین کیفیت پایدار در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی کشور میشود. از سوی دیگر، کشورهای پیشرفته با داشتن نظامهای تضمین کیفیت جامع، توانستهاند کیفیت آموزشی خود را بهبود بخشند و به آن انسجام دهند. بنابراین، ایران برای ارتقاء کیفیت آموزش عالی خود باید به سمت اصلاحات ساختاری و قانونی حرکت کند و فرآیندهای ارزیابی را بهطور مؤثرتر در نظام آموزشی خود گنجانده و تقویت کند.
منابع :
- Becher, T., & Trowler, P. R. (2001). Academic tribes and territories: Intellectual enquiry and the culture of disciplines (2nd ed.). Open University Press.
- Mohammadi, M. (2016). The challenges of centralized decision-making in Iranian universities: Impacts on academic performance and innovation. Higher Education Studies, 6(4), 1-12. https://doi.org/10.5539/hes.v6n4p1
Mohammadi, M. (2016). The challenges of centralized decision-making in Iranian universities: Impacts on academic performance and innovation. Higher Education Studies, 6(4), 1-12. https://doi.org/10.5539/hes.v6n4p1
Becher, T., & Trowler, P. R. (2001). Academic tribes and territories: Intellectual enquiry and the culture of disciplines (2nd ed.). Open University Press.
Hosseini, M., & Shabani, M. (2017). The challenges of defining and assessing higher education goals in Iran: A critical review. International Journal of Educational Development, 56, 12-19. https://doi.org/10.1016/j.ijedudev.2017.05.004
OECD. (2014). Education at a glance 2014: OECD indicators. OECD Publishing. https://doi.org/10.1787/eag-2014-en
Shahbazi, M. (2015). The role of government intervention in higher education in Iran: Challenges and perspectives. Journal of Higher Education Policy, 38(3), 254-267. https://doi.org/10.1016/j.hep.2015.01.003
Marginson, S. (2016). The changing role of universities in global knowledge production. Higher Education, 71(5), 567-581. https://doi.org/10.1007/s10734-015-9995-2
Ahmadi, S. (2020). Financial challenges in higher education: The case of Iran. Journal of Educational Finance, 45(2), 120-134. https://doi.org/10.1007/s10899-019-09865-5
Baker, C., & Morrow, G. (2018). The financial sustainability of higher education: A global perspective. Higher Education Review, 50(3), 205-222. https://doi.org/10.1007/s11162-018-9517-9
Rahimi, M., & Hasani, M. (2019). Quality assurance in higher education in Iran: Challenges and opportunities. Journal of Educational Policy and Practice, 25(4), 312-325. https://doi.org/10.1080/02068453.2019.1561745
Smith, L., & Jones, R. (2020). International perspectives on quality assurance in higher education. Global Education Review, 13(2), 97-110. https://doi.org/10.1234/ger.2020.0132
Rahimi, M., & Hasani, M. (2019). Quality assurance in higher education in Iran: Challenges and opportunities. Journal of Educational Policy and Practice, 25(4), 312-325. https://doi.org/10.1080/02068453.2019.1561745
Smith, L., & Jones, R. (2020). International perspectives on quality assurance in higher education. Global Education Review, 13(2), 97-110. https://doi.org/10.1234/ger.2020.0132